فلسفه و تمدن کلاسیک یونان و روم باستان شالوده فکری و اجتماعی تمدن مغرب زمین را تشکیل می دهد و طی دوهزار سال گذشته همواره فلسفه کلاسیک در بینش ذهنی وکالبد فیزیکی تمدن غرب مشهود بوده است . معماری غرب نیز از این امر مستثنا نبوده ومعماری کلاسیک پیوسته در کلیه تاریخ مغرب زمین مطرح بوده است. کلاسیک که در پی بیش از نیم قرن تفوق معماری مدرن از اوایل اخیر مورد بی توجهی نسبی قرار گرفته بود ، به تدریج بعد از انتقاداتی که به سبک مدرن شد ، خصوصا بعد از نمایشگاهی در لندن به نام نابودی خانه های حومه شهر در سال 1975 ، مجددا به صورت یک سبک مهم که می تواندپاسخگوی نیازهای جامعه امروزی باشد مطرح شد .

نشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذا هندسه را می توان با قوامینی همتراز قوامین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسی است.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختص خداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زاده یک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآ متفاوتی وادار کرد.

ویلا ساوا ایده رهایی ازخاک لوکوربوزیه را به نمایش می گذارد و به
اواجازه میدهد تا مسکن ایده ال دهه۳۰-۱۹۲۰ را طراحی نماید.
او ایده های بیان شده در مدل سیتروهان را تکمیل نمود و درمجموعه
خانه های این دهه مورد استفاده قرار داد . ویلا ساوا به منظور پذیرش
نور همچنین آنتنی بشقابی بر فراز چشم انداز جای گرفته است . استفاده
ازرامپ ،پله مدور و پنجره نواری وبهره گیری از زبان احجام و سطوح
نقاشیهای پورسیم اورا به یاد می آورد.پارتنون می باشد .ویلا ساوا شبیه
یک ویلای رنسانس دارای فرم مرکزی است و مانند معابد در یک دور
نمای وسیع و بر فراز پیلوتی (نمونه معاصر ستون های کلاسیک) قرار
گرفته است. ویلاعلاوه بر دارا بودن مفاهیم معاصر و تاریخی نمادی از
سیستم تفکر قدم به قدم لوکور بوزیه است.
در مرحله اول اوهربنا جزئی ازشهر تخیلی خود می داند وثانیا می کوشد
تا نشان دهد که چگونه معماری فیزیک و فرهنگ زندگیراغنا می بخشد .
واسطه ظهور تفکر او یک فرم هندسی کنترل شده و دارای ارتباطات
منحصر به فرد با طبیعت است.
باغهاي معلق بابل در سال 1898 ميلادي باستانشناس آلماني « روبرت كلدوي » ، در حدود 90 كيلومتري جنوب بغداد در عراق امروز در سواحل رود فرات جستجو در پي ويرانه ها و بقاياي شهر غرق شده ي بابل را آغاز كرد.
بابل كه در عهد عتيق (تورات ــ كتاب آسماني موسي) از آن با همين نام ياد شده است ، در تاريخ بيش از سه هزار ساله ي خود سه بار تا پي ديوارهاي شهر منهدم شده و همواره ديگر بار از نو ساخته شده بود ، اما در نهايت اين شهر در قرنهاي 6و 5 پيش از ميلاد تحت سلطه و حكمراني فارسها و مقدونيها قرار گرفت.
بابل نخستين شهر جهاني تاريخ بشريت محسوب مي شود و قبل از هر چيز به خاطر سه اثر ساختماني برجسته ، كه براي اهل فن و حرفه ي زمان خود جنجال برانگيز محسوب مي شدند ، يعني: براي برج بابل ، براي ديوارهاي عظيم و مستحكم كه به دور شهر كشيده شده بود و براي باغهاي معلق سميراميس ، مشهور و معروف شده بود
حتماً با چهره يا بهتره بگم با آثار اين معماران بزرگ آشنا هستيد. منظورم لوكوربوزيه، فرانك لويد رايت و ميس وندروهه هست. سه چهره برجسته معماري قرن بيستم. اگر آشفتگي بازار معماري امروز را كنار بگذاريم، داستان واقعي معماري مدرن آشكار مي شود. داستاني كه از ارتباط كارهاي اين سه معمار حكايت مي كند.

