فلسفه و تمدن کلاسیک یونان و روم باستان شالوده فکری و اجتماعی تمدن مغرب زمین را تشکیل می دهد و طی دوهزار سال گذشته همواره فلسفه کلاسیک در بینش ذهنی وکالبد فیزیکی تمدن غرب مشهود بوده است . معماری غرب نیز از این امر مستثنا نبوده ومعماری کلاسیک پیوسته در کلیه تاریخ مغرب زمین مطرح بوده است. کلاسیک که در پی بیش از نیم قرن تفوق معماری مدرن از اوایل اخیر مورد بی توجهی نسبی قرار گرفته بود ، به تدریج بعد از انتقاداتی که به سبک مدرن شد ، خصوصا بعد از نمایشگاهی در لندن به نام نابودی خانه های حومه شهر در سال 1975 ، مجددا به صورت یک سبک مهم که می تواندپاسخگوی نیازهای جامعه امروزی باشد مطرح شد .

نشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذا هندسه را می توان با قوامینی همتراز قوامین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسی است.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختص خداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زاده یک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآ متفاوتی وادار کرد.

تا پیش از ساخت فانوس دریایی اسکندریه چنین برج روشنایی بوجود نیامده بود . مردم به خاطر مکان این بنا به آن " فاروس " می گفتند آخرین و هفتمین اثر از عجایب هفتگانه جهان فانوس دریایی اسکندریه می باشد.
اما تا پیش از آنکه این فانوس بنا شود حصار مستحکم شهر بابل در شمار عجایب هفتگانه ثبت شده بود. با ساخت فانوس دریایی 130 متری اسکندریه، زیبایی و عظمت این بنا به علاوه آنکه در نظر مردم و صاحب نظران آنروزگار اثری استادانه و ماهرانه می آمد، حصار بابل از فهرست عجایب هفتگانه خارج شد و فانوس اسکندریه جای آنرا گرفت
![]()
تاريخ بناي اوليه شهرنايين به دوران قبل ازاسلام بازمي گردد. صحت اين مدعا راعلاوه برنوشته هاي مورخين و جغرافيا نويسان قديم، گويش محلي خاص مردم نايين تقويت مي كند. اين گويش هنوز نيز متداول و مرسوم است. مولف كتاب((مسالك و ممالك)) فارس را ايالت قديمي ايران و محل تشكيلات دولت هخامنشي ذكر مي كند كه دوره ساسانيان و پس از اسلام به پنج ولايت يا استان تقسيم مي شده است. كه هر قسمت (كوره) ناميده مي شد در دوره هاي ساساني و پس ازاستقرار اسلام، شهرنايين جزء يكي از اين كوره ها به شمار مي آ مد. بيشتر پژوهشگراني كه درباره نايين بررسي و تحقيق كرده اند به آبادي و آباداني آن در ادوار قبل از اسلام اشاره كرده اند. اما در مقدمه كتاب(تذكره سخنروان نائين) شهر نايين شهركي كاروان انداز معرفي شده كه قافله ها براي استراحت و فراهم ساختن زاد سفر در آن بار مي انداخته اند. ساربانان نيز شتران خود را در نايين(هنارگيري)مي كرده اند. به هرحال، با مراجعه به منابع مختلف مي بينيم نايين درقبل ازاسلام مركز اداري و خدماتي بخشي ازناحيه يزد بود.


